وبلاگ

ساخت وبلاگ

امکانات وب

کد ساعت

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل language="javascript" src="http://irwebmaster.com/tools/falashgh/3.js">
چکیده : ... با عنوان : تاریخ بلعمی بخوانید :

 

زندگي نامه بلعمي

نثر کتاب [ویرایش]

تاریخ بلعمی از کهن‌ترین نمونه‌های نثر پارسی است که همینک موجود است. شمار واژه‌های تازی در آن بسیار اندک است و سبک نثر آن بسیار ساده است و از واژه‌های دشوار و شعری در آن استفاده نشده است. همچنین به مانند زبان پهلوی، جمله‌های آن کوتاه است و نمونه‌هایی از تکرار فعل در آن به چشم می‌خورد. این از مشخصات بارز نثر مرسل سامانی‌است که نثر بلعمی نمایندهٔ آن است و نوشته‌های دوران ساسانی و بلکه سنگ‌نبشته‌های دوره هخامنشی را به یاد می‌آورد.

سبک نگارش این کتاب هرچند که تا اندازه‌ای تحت تأثیر ترجمهٔ متن عربی است که خواه‌ناخواه در طرز اسلوب فارسی تأثیرگذار بوده است. اما مترجم کوشش کرده است که به جای واژگان عربی از کلمه‌های فارسی بهره جوید و اسلوب فارسی را از دست ندهد. به همین خاطر این کتاب از کتابهای تاریخ بیهقی و کلیله و دمنه نصرالله منشی فارسی‌تر، ولی از مقدمهٔ شاهنامه ابومنصوری عربی‌تر است.

چنین به نظر می‌رسد که این کتاب در زمان خود طوری ساده و قابل فهم بوده است که حتی افراد کم‌سواد هم قادر به خواندن آن بوده‌اند. در این کتاب بسیاری از لغات کهن پارسی یافت می‌شود که اکنون از یاد رفته‌اند، مانند ایدون (چنین)، ایدر (اینجا)، مهتر (بزرگتر)، کهتر (کوچکتر)، پرگست (هرگز، مبادا) و ...

بلعمی سعی داشته است که نثری ساده و روشن را به کارگیرد و از واژه‌های شعری و کلمه‌های ناآشنا دوری کند و اگر برخی واژه‌ها امروزه سخت و عجیب جلوه می‌کنند به دلیل گذشت زمان و منسوخ شدن این واژگان است. معمولاً پادشاهان علاقه به کتابهایی با نثر ساده و روشن داشته‌اند و یک دلیل سادگی نثر کتاب را همین موضوع می‌توان دانست؛ چون ابوعلی بلعمی این کتاب را به دستور منصور بن نوح سامانی به فارسی برگردانده است.

 

 

 

 

تاریخ بلعمی ترجمه‌ای است که ابوعلی محمد بن محمد بلعمی از کتاب تاریخ الرسل و الملوک یا همان تاریخ طبری مشهور نوشتهٔ محمد جریر طبری ترتیب داده‌است. تاریخ آغاز ترجمه ۳۵۲ قمری/۳۴۲ خورشیدی بوده‌است. تاریخ طبری، تاریخ جهان از ابتدای آفرینش آدم تا آغاز سده چهارم هجری را به تفضیل بیا کرده است و تاریخ بلعمی، ترجمهٔ آزاد فارسی این کتاب به طور مختصر است.

 

وبلاگ ...
ما را در سایت وبلاگ دنبال می کنید

نویسنده : محمد جواد اسفندیاری بازدید : 112 تاريخ : سه شنبه 12 دی 1391 ساعت: 11 بعد از ظهر

چکیده : ... با عنوان : کشور ترکیه بخوانید :

تركيه 

آشنایی با کشور ترکیه

 

ترکیه درجنوب شرقی اروپا و شمال غربی آسیا واقع شده است. این کشور دارای دو همسایه اروپائی و شش همسایه آسیایی است و با جمهوری اسلامی ایران حدود 454 کیلومتر مرز مشترک دارد ( مرز زمینی بازرگان )پایتخت جمهوری ترکیه شهر آنکارا و از دیگر شهرهای مهم آن می توان استانبول، ازمیر، آدانا، بورسا، ارضروم، قونیه، آنتالیا، وان و آغری را نام برد.استانبول شهر مهم تاریخی، فرهنگی و اقتصادی ترکیه است که بخش مهم آن در قسمت اروپائی قرار گرفته و یکی از پرجاذبه ترین شهرهای توریستی ترکیه بشمار می آید.جمهوری ترکیه حدودا 72 میلیون نفر جمعیت داشته و حداکثر آنان شهر نشین می باشند. بر اساس تدوین اولین قانون اساسی این کشور درسال 1924، دین اسلام به عنوان دین رسمی این کشور تعیین شد؛ لیکن بدنبال اصلاحات انجام شده درسال 1928، این بخش از قانون اساسی ترکیه حذف گردید و در حال حاضر ترکیه با نزدیک به 98% مسلمان، کشوری لائیک شناخته می شود. از جمعیت این کشور تنها 2 درصد را مسیحیان، کیلیمیان وپیروان دیگر ادیان تشکیل می دهند.زبان رسمی مردم این کشور ترکی است و تفاوت اندکی با زبان آذری دارد.
شهرهای معروف ترکیه بالاخص استانبول دارای جاذبه های توریستی بوده و افراد بسیاری از نقاط مختلف جهان در فصول مختلف سال به این کشور مسافرت می کنند.
با این اوصاف وضعیت امنیتی در شهرهای توریتسی ترکیه خیلی مطلوب نمی باشند. طبق اظهار نظر رئیس پلیس ترکیه تعداد نیرویهای پلیس متناسب با تعداد توریست ها نبوده ودر نتیجه ایجاد امنیت در تمامی ساعات شبانه روز و در کلیه نقاط برای نیروی های انتظامی این کشور مقدور و میسور نیست.

ایمنی و امنیت

1- هر چند ثبات سیاسی ، اقتصادی و امنیتی کاملا در ترکیه برقرار است اما قبل از مسافرت به شهرهای مهم و توریستی این کشور توصیه میشود اطلاعات عمومی، وضعیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و جایگاه بین المللی این کشورو ارتباط با گروههای داخلی وکشورهای خارجی و بحرانهای احتمالی بین المللی در داخل و خارج از کشور ( مساله قبرس، اکراد و...) مورد توجه قرار گرفته و به توصیه های مقامات امنیتی ترکیه در خصوص سفر به مناطق ناامن احتمالی و غیر قانونی توجه گردد.2- همچون سایر شهرهای بزرگ ، در استانبول نیز برخی باندهای خلاف کار فعال بوده و در بعضی از مناطق مانند آکسارا ،لالعلی و مراکز کافه ها و هتلها که جهانگردان و خارجیان حضور بیشتری دارند این باندها فعالیت بیشتری دارند توصیه می شود مسافران در صورت مواجه شدن با هرگونه فعالیت مجرمانه به پلیس محل یا پلیس توریسم واقع در میدان سلطان احمد مراجعه و ضمن شکایت ، این موضوع را به نمایندگی کشورمان در استانبول نیز گزارش نمایند.3- سرقت پول و مدارک مسافرتی، جعل، زور گیری ، کف زنی ، ضرب و جرح و سرقت گذرنامه و قاچاق انسان و قاچاقچیان مواد مخدر از جمله مواردی است که برخی ازاتباع جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه بوده اند. توصیه می شود از ارتباط با افراد مشکوک و غیر مطمئن پرهیز کنید.4- بدلیل موقعیت جغرافیائی شهر، استانبول یکی از مراکز فعالیت غیر قانونی قاچاق انسان به اروپا بوده هرچند بعلت برخورد شدید مقامات ذیربط این کشوربا این پدیده این امر کاهش یافته، لیکن این باندها ضمن ارتباط با عوامل غیر قانونی در کشورها دیگر( از جمله کشورمان) اقدام به دریافت مبالغ هنگفتی پول بدون ارائه رسید و مدرکی نموده و بدون هیچ فعالیتی برای افراد فریب خورده آنها را بدون پشتوانه در استانبول رها میکنند. توصیه می شود قبل از هرگونه اقدامی در این خصوص با مقامات و مراجع قانونی ذیربط مشورت نمایید.
5- نظر به تردد تعداد زیادی از ایرانیان به ترکیه و با توجه به اینکه افراد خلاف کار در پوشش دوست ، هموطن یا افرادی که نسبت به سرمایه گذاری ، تدارک روادید کار، اعزام جوانان به اروپا و ... در اتوبوس یا اماکنی که ایرانیان حضور یا اشتغال دارند مراجعه و اقدام به فریب افراد می نمایند. توصیه میشود از اعتماد به افراد ناشناس و غیر مطمئن ، خودداری کنید، حتی اگر پیشنهاد مساعدت به شما را داشته باشند.6- با توجه به جاذبه شهرهای توریستی ممکن است افرادی شما را به اماکن تفریحی ، نوشیدن چای و قهوه و .. دعوت کنند که در موارد متعددی دامی برای اخاذی از افراد بوده است.

قوانین، آداب و رسوم

1- خرید و فروش اشیاء عتیقه و یا خروج و ورود آن به ترکیه مستلزم گرفتن مجوز قانونی می باشد.2- باتوجه به اینکه افرادی با جعل عنوان و در پوشش مامورین سازمانهای مختلف به شما مراجعه نموده و از شما درخواست ارائه مدارک هویتی می نمایند، لازم است قبل از پاسخگویی به هر سوالی، ضمن اجتناب از هرگونه برخورد فیزیکی، از آنان بخواهید شما را به نزدیکترین پاسگاه پلیس هدایت نمایند.3- دربسیاری از موارد مشاهده شده است هموطنان عزیز بدون در نظر گرفتن مقررات مربوط به اشتغال و لزوم اخذ روادید کار، تنها باتوجه به لغو روادید توریستی میان دو کشور، مبادرت به فعالیت در مراکز تولیدی و یا خدماتی این کشور نموده اند که این موضوع منجر به تضییع حقوق آنان توسط کارفرمایان و صاحبان شرکت ها شده و از طرف دیگر به بازداشت و اخراج این افراد منتهی گردیده است. اتباع ایرانی حتما باید در صورت تمایل به اشتغال در این کشور نسبت به اخذ روادید کار اقدام نمایند و قبل از انجام سفر به این کشور، تقاضای خود را مبنی بر دریافت روادید ورود با حق کار، به نمایندگی این کشور در تهران ارائه نمایند.4- در طول سفر با وسایل نقلیه شخصی، توسط پلیس مورد بازرسی قرار خواهید گرفت. لازم است ضمن رعایت قوانین رانندگی، مدارک مورد نیاز را به همراه داشته باشید و دراین خصوص با پلیس همکاری نمائید. ضمنا به منظور گرفتار نشدن در دام ربایندگان خودرو و ... در هنگام مسافرت با اتومبیل شخصی در راه های این کشور، به شدت از سوار نمودن افراد ناشناس، ( زن ومرد ) تحت هر عنوان خودداری نمائید.5- باتوجه به مقررات جدید ترکیه، چنانچه صاحبان اتوبوس ها، کامیون ها و یا خودروهای شخصی در زمان ورود به این کشور، نسبت به سوار نمودن مسافران غیر قانونی از جمله افراد بدون گذرنامه، دارندگان گذرنامه جعلی و افرادی که مهر ورود در گذرنامه ایشان درج نگردیده است یا حتی اقدام به حمل برخی اجناس غیر قانونی ( مثل مواد مخدر حتی به میزان کم) نمایند، خودروهای آنان به نفع دولت آن کشور مصادره خواهد شد.6- برای رانندگی در ترکیه می باید گواهینامه ملی این کشور یا یک گواهینامه بین المللی (
I D P) در اختیار داشته باشید. (I D P) یک مجوز بین المللی برای رانندگی است که دارندگان آن قادر خواهند بود بدون نیاز به گذراندن دوره های آموزش رانندگی یا شرکت در امتحانات راهنمایی و رانندگی در بیش از 160 کشور جهان رانندگی نمایند، مضاف بر اینکه این مجوز به عنوان یک سند معتبر بین المللی، می تواند تعیین و تأیید کننده هویت دارنده آن به شمار آید. اضافه می نماید متقاضیان این نوع گواهینامه می توانند در داخل کشور با مراجعه به نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران معاونت راهنمایی و رانندگی و با ارائه گواهینامه ایرانی معتبر خود، نسبت به دریافت آن اقدام نمایند.7- به علت عدم وجود قرارداد انتقال محکومین از حبس میان دو کشور، در صورتی که فرد به هر عنوان توسط مقامات قضایی این کشور به زندان محکوم شود، می باید دوران محکومیت خود را در زندان های محلی سپری نماید.8- چنانچه به هر دلیل توسط پلیس محل بازداشت شدید بلافاصله از مامورین بخواهید به استناد ماده 36 کنوانسیون وین ناظر بر امور کنسولی، مراتب را سریعا به سفارت یا نزدیکترین سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران اطلاع دهند و چنانچه زبان محل را نمی دانید از امضاء هرگونه اوراق و اسناد خودداری فرمائید. البته می باید مطلع باشید شما در این کشور تحت حاکمیت قوانین و. مقررات محل بوده و وظایف نمایندگی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ارائه خدمات کنسولی به معنای نقض مقررات کشور متوقف فیه نمی باشد.
الزامات ورود و اقامت
1- لازم است هموطنان عزیز در هنگام ورود به مبادی مرزی کشور ترکیه، دقت نمایند تا گذرنامه آنان ممهور به مهر ورود آن کشور شده باشد، لازم به ذکر است حتی در صورت سهل انگاری پلیس مرزی ترکیه، صاحب گذرنامه از نظرمقامات ذی صلاح کشور ترکیه متهم به عبور غیرمجاز بوده، عواقب این امر متوجه وی خواهد بود.2- در حال حاضر اتباع ایرانی بدون اخذ روادید می توانند به ترکیه مسافرت نمایند و به مدت حداکثر 3 ماه در این کشور اقامت داشته باشند. سفر به این کشور از طریق وسائل نقلیه زمینی (اتوبوس و قطار) و هواپیما امکان پذیر می باشد. تاکید می شود در صورت مسافرت از راه زمینی با تورها و اتوبوس های متعلق به شرکتهای معتبرمسافرت نموده و به توصیه های امنیتی توجه نمائید.3- حضور بیش از سه ماه در ترکیه مستلزم اجازه رسمی از مقامات و تمدید مدت اقامت می باشد از این رو اقامت بیش از حد مجاز جریمه و حتی اخراج را به همراه خواهد داشت.4- با توجه به لغو روادید میان جمهوری اسلامی ایران و کشور ترکیه، در صورت عزیمت به صورت عبوری ( ترانزیت) از آن کشور، طبق کنوانسیون وین، مأمورین مرزی ترکیه مجاز نمی باشند به بهانه جعلی بودن روادید کشور مقصد، اتباع ایرانی را بازداشت و یا بازجوئی نمایند. بدیهی است در صورت برخورد با اینگونه موارد، می باید موضوع را به نزدیکترین نمایندگی جمهوری اسلامی ایران منعکس نمائید تا مورد رسیدگی قرار گیرد.5- شکایات دریافتی توسط نمایندگی کشورمان در ترکیه حاکی است که پلیس فرودگاه یا نوار مرزی به بهانه جعلی بودن گذرنامه یا امهار گذرنامه مسافرین، برخوردهای نامناسبی با ایشان نموده است. در صورت وقوع موارد مشابه ضروری است در اسرع وقت مراتب را به نزدیکترین نمایندگی جمهوری اسلامی ایران گزارش نمائید تا موضوع مورد رسیدگی قرار گیرد.6- هزینه روادید این کشور برای اتباع جمهوری اسلامی به ترتیب عبارت است از:کار یکساله 10 دلار آمریکا-روادید کار سه ماهه 30 دلار آمریکاروادید کار بدون مدت 50 دلار آمریکا-روادید کار مستقل 100دلار آمریکا7- غیر از هزینه های یاد شده هیچ اجرتی دریافت نخواهد گردید

.بهداشت
1- سازمان بهداشت جهانی این بیماریهای را در این کشور گزارش نموده است:
هپاتیت
A- سل دیفتری -تب تیفوئید 2 - برای سفر به این کشور حتما از تسهیلات مربوط به بیمه مسافر استفاده نمائید. البته باید گفت بیمه های موجود تنها برای موارد پیش بینی نشده بوده و نمی توان از تسهیلات آن برای درمان بیماری های خاص بهره برد.3- لازم است قبل از سفر به این کشور کنترل نمائید واکسن های چهارگانه (کزاز، دیفتری، فلج اطفال و سرخک) خصوصا اطفال را در تاریخ مقرر زده باشید. همچنین بهتر است قبل از مسافرت خود را در برابر بیماری های تب زرد، تب تیفوئید و هپاتیت نوع A و B واکسینه نمائید.4- با توجه به وجود بیماری های مسری نظیر هپاتیت B و ایدز، لازم است ضمن رعایت نکات بهداشتی، از هرگونه ارتباطات غیر مطمئن پرهیز نمائید.5- سعی نمائید در تهیه خوراک و آب مناسب (ترجیحا آب بسته بندی) دقت نمائید.6- جهت کسب اطلاعات بیشتر و آگاهی از جدول مربوط به بیماری های موجود در این کشور می توانید به سایت بهداشت جهانی مراجعه نمائید.

شرایط سفر و اطلاعات سودمند
1- چنانچه قصد مسافرت با تورهای مسافری دارید توصیه می شود از تورهای معتبر استفاده نمائید و از مفاد قرارداد خود با تور مربوط دقیقا مطلع گردید. مواردی وجود داشته که در استانبول افراد بدون مسئولیت پذیری تور و یا هر شخص دیگری رها شده اند.2- خرید کالا و استفاده از سرویس های عمومی با پول رایج این کشور انجام می گیرد، البته می توان دلار و یا دیگر ارزهای موجود همچون یورو و پوند را بانک ها، صرافی ها یا هتل های ترکیه به پول محل تبدیل نمود.3- غیر استاندارد بودن و نا امن بودن برخی جاده ها به خصوص در شب، کیفیت پائین خودروهای شخصی و وسائل حمل و نقل عمومی از جمله مواردی است که باید در هنگام سفر به این کشور، مورد توجه مسافرین ایرانی قرار گیرد.4- قبل از مسافرت با اتومبیل شخصی به ترکیه، لیست مدارکی را که در این خصوص بایستی به همراه داشته باشید. از بیمه و یا گمرک جمهوری اسلامی ایران استعلام نماید.5- در طول سالهای اخیر شکایاتی از اتباع ایرانی توسط نمایندگیهای سیاسی و کنسولی کشورمان در ترکیه دریافت شده، مبنی بر اینکه اتباع ایرانی در هنگام مسافرت به ترکیه با خودروی شخصی و حتی با وسائل نقلیه عمومی، در مراحل مختلف سفر( میادی ورود و یا در سطح شهر) مورد حمله قرار گرفته، اموال و مدارک آنان به سرقت رفته است . بنابراین به اتباع جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می شود در صورت امکان ازپروازهای بین المللی برای سفر به این کشور استفاده گردد و در صورت استفاده از وسائل نقلیه شخصی یا عمومی، با دقت عمل نمایند تا دچار مشکلات بعدی نشوند.6- در بدو ورود به این کشور چنانچه در شهری که سفارت یا سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در آن واقع گردیده است اقامت نمودید، سعی کنید در اولین زمان ممکن آدرس نمایندگی جمهوری اسلامی ایران را که به همین منظور در اختیار شما قرار گرفته است، پیدا نمائید تا در صورت وقوع حادثه و یا نیاز به مراجعه، دچار مشکل نشوید.7- درخصوص خرید ازفروشگاههای بزرگ این کشور توصیه میگردد تا هنگام خروج نهایی از فروشگاه، رسید خرید را دراختیار داشته باشید تا درصورت کنترل امنیتی و تقاضای رسید بتوانید آن را در اختیار مأمورین فروشگاه قرار دهید.8- با توجه به مقررات لازم در ارائه فاکتور در این کشور در صورت هرگونه خرید و فروش بمنظور جلوگیری از اختلافات احتمالی و نیز صحت و کیفیت کالا ی خریداری شده فاکتور و فیش دریافت نمائید.9- در مورد معاملات و قراردادهائی که نیاز به تائید و و امضاء در دفاتر رسمی و ترجمه رسمی (نوتو ترجمه بیرسو) دارد حتما به مراجع رسمی مراجعه کنید در این خصوص میتوانید با نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در این کشور مشورت نمائید.10- چنانچه در این کشور دچار حوادثی مثل سرقت پول یا مدارک مسافرتی یا هرگونه عمل مجرمانه شدید ، ضروری است ضمن خودداری از برخورد مستقیم ، قبل از هر کاری موضوع را به اطلاع پلیس محل برسانید و گزارش پلیس را در این رابطه دریافت نموده و موضوع را از طریق نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در این کشورپیگیری نمائید. بدیهی است گزارش رسمی پلیس، به شما امکان
ی مخواهد داد موضوع را در نهاد هاربوطه به نحو موثرتری پیگیری نمائید.

 

 

وبلاگ ...
ما را در سایت وبلاگ دنبال می کنید

نویسنده : محمد جواد اسفندیاری بازدید : 72 تاريخ : سه شنبه 12 دی 1391 ساعت: 10 بعد از ظهر

چکیده : ... با عنوان : بخوانید :

 
  زندگانی امام حسين (ع )
دومين فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحی و ولايت چشم به جهان گشود. 
چون خبر ولادتش به پيامبر گرامی اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه ای سپيد (2) (س ) آمد و اسما 
پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحی الهى ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسين ) خوانده مى شود نام بگذار. (4)برای  موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستى . و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، برای دومين فرزند فاطمه 
(س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای  کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد. 
حسين (ع ) و پيامبر (ص )
از ولادت حسين بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پيامبر راستين 
اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مى داشت ، به بزرگواری  و مقام شامخ پيشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی مى گويد: ديدم که رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوی  خويش نهاده او را مى بوسيد و مى فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدايی که نه نفرند و خاتم ايشان ، (8) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مى باشد. انس بن مالک روايت مى کند: وقتی از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مى دارى ، فرمود: 
بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مى فشرد و (9) حسن و حسين را، (10) آنان را مى بوييد و مى بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مى کند که : "رسول اکرم را ديدم که حسن و حسين را بر شانه های  خويش نشانده بود و به سوی ما مى آمد، وقتی به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است ". عالى ترين ، صميمى ترين و گوياترين رابطه معنوی و ملکوتی بين پيامبر و حسين را مى توان در اين جمله رسول گرامی  اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسين از من و من از (12) حسينم ". 
حسين (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال با پدر زيست . پدری که جز 
به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی  نگذرانيد، جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند، 
همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مى کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع ) متصدی خلافت 
ظاهری شد، حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامى ، مانند يک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش مى کوشيد، و در جنگهای  "جمل "، "صفين " و "نهروان " شرکت 
و به اين ترتيب ، از پدرش اميرالمؤمنين (ع ) و دين خدا حمايت کرد و (13) داشت . حتی گاهی در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مى کرد. 
در زمان حکومت عمر، امام حسين (ع ) وارد مسجد شد، خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن مى گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: "از منبر 
(14) پدرم فرود آى ...". 
امام حسين (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علی (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع )مامت و رهبری شيعيان به حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع )، منتقل 
گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) که دست پرورد وحی محمدی و ولايت علوی بود، همراه و 
همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام 
حسن (ع ) مجبور شد که با معاويه صلح کند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد، امام حسين (ع ) شريک رنجهای برادر بود و چون مى دانست که اين صلح به صلاح اسلام و 
مسلمين معاويه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويی  نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسين (ع ) 
به دفاع برخاست تا سخن در گلوی  معاويه بشکند و سزای ناهنجاريش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسين (ع ) 
پذيرا شد و به جايش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه (15) برآمد، و با بيانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت . 
امام حسين (ع ) در زمان معاويه 
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شيعيان 
به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مى ديد که معاويه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اريکه حکومت اسلام به 
ناحق تکيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامی  و قوانين خداوند است ، و از اين حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج مى برد، ولی نمى توانست دستی فراز آورد و 
قدرتی فراهم کند تا او را از جايگاه حکومت اسلامی پايين بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعی مشابه او داشت . 
امام حسين (ع ) مى دانست اگر تصميمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد، پيش از هر جنبش و حرکت مفيدی به قتلش مى رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر 
را پيشه ساخت که اگر برمى خاست ، پيش از اقدام به دسيسه کشته مى شد، و از اين کشته شدن هيچ نتيجه ای گرفته نمى شد. 
بنابراين تا معاويه زنده بود، چون برادر زيست و علم مخالفتهای بزرگ نيفراخت ، جز آن که گاهی محيط و حرکات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مى گرفت و مردم را 
به آينده نزديک اميدوار مى ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی  که معاويه از مردم برای ولايت عهدی يزيد، بيعت مى گرفت ، حسين به شدت با او 
مخالفت کرد، و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و ولى عهدی او را نپذيرفت و حتی گاهی  (16) سخنانی  تند به معاويه گفت و يا نامه ای کوبنده برای او نوشت . 
معاويه هم در بيعت گرفتن برای يزيد، به او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ... 
قيام حسينى 
يزيد پس از معاويه بر تخت حکومت اسلامی تکيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند،و برای اين که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت کند، مصمم شد برای نامداران 
و شخصيتهای اسلامی پيامی بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور، نامه ای به حاکم مدينه نوشت و در آن يادآور شد که برای من از حسين (ع ) 
بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم اين خبر را به امام حسين (ع ) رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود: 
"انا لله و انا اليه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل (17) يزيد". 
آن گاه که افرادی چون يزيد، (شراب خوار و قمارباز و بى ايمان و ناپاک که حتی  ظاهر اسلام را هم مراعات نمى کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشيند، بايد فاتحه اسلام 
را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروی اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بين مى برند.) 
امام حسين (ع ) مى دانست اينک که حکومت يزيد را به رسميت نشناخته است ، اگر در مدينه بماند به قتلش مى رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفی از مدينه به 
سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد، در بين مردم مکه و مدينه انتشار يافت ، و اين خبر تا به کوفه هم رسيد. کوفيان از 
امام حسين (ع ) که در مکه بسر مى برد دعوت کردند تا به سوی آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل ، پسر عموی خويش را به کوفه فرستاد تا حرکت 
و واکنش اجتماع کوفی را از نزديک ببيند و برايش بنويسد. مسلم به کوفه رسيد و با استقبال گرم و بى سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان
نايب امام (ع ) با او بيعت کردند، و مسلم هم نامه ای  به امام حسين (ع ) نگاشت و حرکت فوری امام (ع ) را لازم گزارش داد. 
هر چند امام حسين (ع ) کوفيان را به خوبی مى شناخت ، و بى وفايی  و بى دينى شان را در زمان حکومت پدر و برادر ديده بود و مى دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم 
نمى توان اعتماد کرد، و ليکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصميم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند. 
با اين حال تا هشتم ذى حجه ، يعنی روزی  که همه مردم مکه عازم رفتن به "منى " بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام مى خواست خود را به مکه (18)
برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنين روزی با اهل بيت و ياران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با اين کار هم به وظيفه خويش عمل کرد و هم به مسلمانان 
جهان فهماند که پسر پيغمبر امت ، يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نکرده ، بلکه عليه او قيام کرده است . 
يزيد که حرکت مسلم را به سوی کوفه دريافته و از بيعت کوفيان با او آگاه شده بود، ابن زياد را (که از پليدترين ياران يزيد و از کثيفترين طرفداران حکومت 
بنی اميه بود) به کوفه فرستاد. ابن زياد از ضعف ايمان و دورويی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهديد 
ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهايی با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگی دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهيد شد. 
(سلام خدا بر او باد). و ابن زياد جامعه دورو و خيانتکار و بى ايمان کوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت ، و کار به جايی رسيد که عده ای از همان کسانی که برای  
امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند. 
امام حسين (ع ) از همان شبی که از مدينه بيرون آمد، و در تمام مدتی که در مکه اقامت گزيد، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به 
اعلان مى داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی يزيد و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ايستادگی در برابر ظلم و ستمگری  
است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدی هدفی ندارم ". و اين مأموريتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتی اگر به کشته شدن خود 
و اصحاب و فرزندان و اسيری خانواده اش اتمام پذيرد. رسول گرامی (ص ) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع ) پيشوايان پيشين اسلام ، شهادت 
امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسين (ع )، و خود امام حسين (ع ) به (19) رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود. 
علم امامت مى دانست که آخر اين سفر به شهادتش مى انجامد، ولی او کسی نبود که در برابر دستور آسمانی  و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، يا از اسارت 
خانواده اش واهمه ای  به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت مى پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) . 
خبر "شهادت حسين (ع ) در کربلا" به قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته ، از رسول الله (ص ) 
و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدينسان حرکت امام حسين (ع ) با آن درگيريها و ناراحتيها احتمال کشته شدنش را در 
اذهان عامه تشديد کرد. بويژه که خود در طول راه مى فرمود: "من کان باذلا فينا مهجته (20) و موطنا علی لقاء الله نفسه فليرحل معنا. 
هر کس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بيايد". 
و لذا در بعضی از دوستان اين توهم پيش آمد که حضرتش را از اين سفر منصرف سازند. 
غافل از اين که فرزند علی  بن ابی طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر، و از ديگران به وظيفه خويش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشيد. 
باری امام حسين (ع ) با همه اين افکار و نظريه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد، و کوچکترين خللی در تصميمش راه نيافت . 
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دريافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر يک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهايشان شنهای  
گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقى مانده بسترهای  گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست ، و اساسا اسلام از بنی اميه و بنی  
اميه از اسلام جداست . راستی هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع 
نمى پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مى دانستند، و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوترانيهای او و عمالش را مى شنيدند، چقدر از اسلام متنفر مى شدند، زيرا 
اسلامی که خليفه پيغمبرش يزيد باشد، به راستی نيز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت را 
به گوش مردم برسانند. و شنيديم و خوانديم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نکبت بار يزيد، هماره و همه جا دهان گشودند و 
فرياد زدند، و پرده زيبای  فريب را از چهره زشت و جنايتکار جيره خواران بنی اميه برداشتند و ثابت کردند که يزيد سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لياقت خلافت ندارد 
و اين اريکه ای که او بر آن تکيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسينی را تکميل کرد، طوفانی  در جانها برانگيختند، چنان که نام يزيد تا هميشه 
مترادف با هر پستی و رذالت و دناءت گرديد و همه آرزوهای طلايی و شيطانيش چون نقش بر آب گشت . نگرشی  ژرف مى خواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و 
پرنتيجه دست يافت . 
از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شيعيانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج مى گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را، سالروز قيام و 
شهادتش را با سياه پوشی  و عزاداری محترم مى شمارند، و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز مى دارند. پيشوايان مآل انديش و معصوم ما، هماره به واقعه 
کربلا و به زنده داشتن آن عنايتی خاص داشتند. غير از اين که خود به زيارت مرقدش مى شتافتند و عزايش را بر پا مى داشتند، در فضيلت عزاداری و محزون بودن برای آن 
بزرگوار، گفتارهای متعددی ايراد فرموده اند. ابوعماره گويد: "روزی به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم ، فرمود اشعاری در 
سوگواری حسين برای ما بخوان . وقتی شروع به خواندن نمودم صدای گريه حضرت برخاست ، من مى خواندم و آن عزيز مى گريست ، چندان که صدای گريه از خانه برخاست . بعد از آن 
که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام (21) حسين (ع ) مطالبی بيان فرمود". 
و نيز از آن جناب است که فرمود: "گريستن و بى تابی کردن در هيچ مصيبتی شايسته (22) نيست مگر در مصيبت حسين بن على ، که ثواب و جزايی گرانمايه دارد". باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که يکی از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شيعيان ما بگوييد که به زيارت مرقد حسين بروند، زيرا بر هر شخص باايمانی که 
(23) به امامت ما معترف است ، زيارت قبر اباعبدالله لازم مى باشد". امام صادق (ع ) مى فرمايد: "ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يکون من الاعمال . (24) همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده ای ارزش و فضيلتش بيشتر است ". زيرا که اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است که به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مى دهد و گويی  روح را به سوی ملکوت خوبيها و پاکدامنيها و فداکاريها پرواز مى دهد. هر چند عزاداری و گريه بر مصايب حسين بن علی (ع )، و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشکوه و حماسه ساز کربلايش ارزش و معياری والا دارد، لکن بايد دانست که نبايد تنها به اين زيارتها و گريه ها و غم گساريدن اکتفا کرد، بلکه همه اين تظاهرات ، فلسفه دين دارى ، فداکاری و حمايت از قوانين آسمانی را به ما گوشزد مى نمايد، و هدف هم جز اين نيست ، و نياز بزرگ ما از درگاه حسينی آموختن انسانيت و خالی بودن دل از هر چه غير از خداست مى باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم ، هدف مقدس حسينی به فراموشی مى گرايد.
اخلاق و رفتار امام حسين (ع )
با نگاهی  اجمالی به 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجويی  حسين (ع )، درمى يابيم که هماره وقت او به پاکدامنی  و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهيم عميقی والاتر 
از درک و ديد ما گذشته است . اکنون مروری  کوتاه به زوايای زندگانی آن عزيز، که پيش روی ما است : 
جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياری  و حتی در آخرين شب (25) داشت . گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز مى گزاشت . 
زندگی دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خدای خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مى داند که من نماز و تلاوت 
(26) قرآن و دعای زياد و استغفار را دوست دارم ". (27) حضرتش بارها پياده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد. 
ابن اثير در کتاب "اسد الغابة " مى نويسد: "کان الحسين رضی الله عنه فاضلا کثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال 
(28) الخير جميعها. حسين (ع ) بسيار روزه مى گرفت و نماز مى گزارد و به حج مى رفت و صدقه مى داد و همه 
کارهای پسنديده را انجام مى داد". شخصيت حسين بن علی  (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتی با 
برادرش امام مجتبی (ع ) پياده به کعبه مى رفتند، همه بزرگان و شخصيتهای اسلامی به (29) احترامشان از مرکب پياده شده ، همراه آنان راه مى پيمودند. 
احترامی که جامعه برای  حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگی  مى کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمى جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان 
ديگران از مواهب و مصائب يک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بى تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و ياور مردم ساخته بود. 
و گرنه ، او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمى بستند، و حرم رسول الله (ص ) را برای او 
خلوت نمى کردند... اين روايت يک نمونه از اخلاق اجتماعی اوست ، بخوانيم : 
روزی از محلی عبور مى فرمود، عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی  مى خوردند، امام حسين (ع ) مى گذشت که تعارفش کردند و او هم 
پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : "ان الله لا يحب المتکبرين "، خداوند متکبران را دوست نمى دارد. (30)
پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنيد". آنها
هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدين ترتيب پذيرايی گرمی  (31) هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، 
از آنان به عمل آمد، و نيز درس تواضع و انسان دوستی را با عمل خويش به جامعه آموخت . 
شعيب بن عبدالرحمن خزاعی  مى گويد: "چون حسين بن علی (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مبارکش آثار پينه مشاهده کردند، علتش را از امام زين العابدين (ع ) پرسيدند، 
فرمود اين پينه ها اثر کيسه های  غذايی است که پدرم شبها به دوش مى کشيد و به خانه (32) زنهای  شوهرمرده و کودکان يتيم و فقرا مى رسانيد". 
شدت علاقه امام حسين (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمايت از ستم ديدگان مى توان در داستان "ارينب وهمسرش عبدالله بن سلام " دريافت ، که اجمال و فشرده اش را در اين 
جا متذکر مى شويم : يزيد به زمان ولايت عهدى ، با اين که همه نوع وسايل شهوترانی و کام جويی و کامروايی  
از قبيل پول ، مقام ، کنيزان رقاصه و... در اختيار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوی شوهردار عفيفی دوخته بود. 
پدرش معاويه به جای اين که در برابر اين رفتار زشت و ننگين عکس العمل کوبنده ای  نشان دهد، با حيله گری  و دروغ پردازی و فريبکارى ، مقدماتی فراهم ساخت تا زن 
پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بکشاند. حسين بن علی (ع ) از قضيه باخبر شد، در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم 
معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يکی از قوانين اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدی و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاکيزه ای قطع نمود و با اين کار همت و غيرت الهى اش را نمايان و علاقه مندی خود 
را به حفظ نواميس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و اين رفتار داستانی شد که در مفاخر آل علی (ع ) و دناءت و ستمگری بنی اميه ، برای هميشه در تاريخ به يادگار 
(33) ماند. علائلی در کتاب "سمو المعنى " مى نويسد: 
"ما در تاريخ انسان به مردان بزرگی برخورد مى کنيم که هر کدام در جبهه و جهتی  عظمت و بزرگی خويش را جهان گير ساخته اند، يکی در شجاعت ، ديگری در زهد، آن ديگری  
در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگی امام حسين (ع ) حجم عظيمی است که ابعاد بى نهايتش هر يک مشخص کننده يک عظمت فراز تاريخ است ، گويا او جامع همه 
(34) والاييها و فرازمنديها است ". آرى ، مردی که وارث بى کرانگی  نبوت محمدی است ، مردی که وارث عظمت عدل و مروت 
پدری چون حضرت علی  (ع ) است و وارث جلال و درخشندگی فضيلت مادری چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضيلتهای  
خدايی نباشد. درود ما بر او باد که بايد او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهيم . 
امام حسين (ع ) و حکايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه يک بزرگ مرد تاريخ را برای ما مجسم مى سازد، بلکه او با همه خويشتن ، آيينه 
تمام نمای فضيلتها، بزرگ منشيها، فداکاريها، جان بازيها، خداخواهيها وخداجوييها مى باشد، او به تنهايی  مى تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را 
ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنويت و فضيلتهای انسان را ارجمند نمود. 
----------------- 
پى نوشتها: 
در سال و ماه و روز ولادت امام حسين (ع ) اقوال ديگری هم گفته شده است ، ولی  (1) 
ما قول مشهور بين شيعه را نقل کرديم . ر. به . ک . اعلام الوری طبرسى ، ص .213 
احتمال دارد منظور از اسما، دختر يزيد بن سکن انصاری باشد. ر. به . ک . اعيان (2)
الشيعه ، جزء ,11 ص .167 
امالی شيخ طوسى ، ج 1، ص .377 (3) 
شبر بر وزن حسن ، و شبير بر وزن حسين ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4) 
بوده است و پيغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسين و محسن را به اين سه نام 
ناميده است - تاج العروس ، ج 3، ص ,389 اين سه کلمه در زبان عبری همان معنی را 
دارد که حسن و حسين و محسن در زبان عربی دارد - لسان العرب ، ج ,66 ص .60 
معانی الاخبار، ص .57 (5) 
در منابع اسلامی درباره عقيقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسيار (6) 
مؤثر دانسته شده است . ر. به . ک . وسائل الشيعه ، ج ,15 ص 143به بعد. 
کافى ، ج 6، ص .33 (7) 
مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 146- کمال الدين صدوق ، ص .152  ما را در سایت وبلاگ دنبال می کنید

نویسنده : محمد جواد اسفندیاری بازدید : 35 تاريخ : دوشنبه 20 آذر 1391 ساعت: 11 بعد از ظهر